خرید بک لینک

درباره سایت

نوشته های کسی که میخواست تنها باشد

امکانات وب

آرزوی مرگ

شدیدا احساس تنهایی میکنم.

این برای بار هزارمه که آرزوی مرگش رو میکنم و بابت این آرزو اصلا متاسف نیستم، بابت ضعف خودم متاسفم که نمیتونم مثه یه تیکه آشغال از زندگیم بیرون بندازمش. و حالا باید تا آخر عمر بابت این ضعف فلج کننده، بوی گندش رو تحمل کنم و البته که آشغال هرچی بیشتر بمونه بدبو‌تر میشه.

اما دندم نرم، تحمل میکنم تا بمیرم یا بمیره! همینقدر دارک

همینقدر وحشتناک.

برچسب: نویسنده: طاها حبیبی تاريخ: چهارشنبه 24 تير 1405 ساعت: 0:06

صفحه بندی